خرید بک لینک
دلتنگ اتفاقی فوق العاده ام

شبیه به یک دیدار :)

ویا بوسه ای نرم روی پیشانی ات:)

دلتنگ اتفاقی فوق العاده ام

اتفاقی چون شنیدن جمله ی"دوستت دارم"اززبان ِ تو

اینکه واژه های محبت آمیز راطوری به هم ببافی که دراین سرمای دی ماه گرمم کند

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ ساعت 22:28 توسط : نگار | دسته :

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 7:39

وقت هایی که ازمن دور میشوی ومی فهمم دلت هوایم راکرده است به آسمان می سپارم سلامم را به تو برساند. گاه باران..گاه آفتاب.گاه رنگین کمان فراموش نکن من همیشه درکنارتوهستم. کافی ست عشق را میمهان ِ قلبت کنی نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ ساعت 21:3 توسط : نگار | دسته :

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 16:04

اصل قضیه این است دختری که الان میخواهد پوشش را انتخاب کند،چه انگیزه ای دارد؛یک انگیزه این است که"مادرم همین طوربوده است..عمه ام.خاله ام ومحیط مان همین طوراست"این یک لباس سنتی ست.نشانه ی طبقه عقب مانده درحال مرگ است .رشدوتکاملش به طرف ریختن این حجاب است.جلوش راهم نمی توانی گرفت.بخواهی ده سال دیگرهم ادامه ش بدهی،بعدیازده سال تمام می شود؛یعنی تکامل آن جامعه به چه طرفی می رود[به طرف]ترک آن سمبلهای سنتی اُمّلی.یک حجاب دیگرهم باهمان فرم هست اما نشانه این است که من یک طرز تفکر اعتقادی مذهبی خاص دارم .حجابی که آن اُمل داشت به این معنابودکه"خوب همه دارند،ماهم داریم..لباسی که همه دارند وکفشی که همه دارندوخب ماهم داریم!"این طرزتفکرنشانه هیچ ارزش انسانی نبود.اصلاارزش نداشت.یک عادت سنتی بود..به میزانی که درس میخوانَد،قدری شعورش رابالا میرود ومسافرتی میرود؛می بیند که زنان دیگر که[حجاب]ندارندهیچ کارشان نیست .درنتیجه اوکه خیال میکرد اگرچادرش کمی آن طرف تر برود"سوت"می شود،آن را برمی دارد.مگراین که اصلا کاری کنیم که هیچ کس نفهمد؛تابتوانیم این حجاب رانگه داریم!امایک[حجاب]مال نسل آگاهی ست که به پوشش اسلامی بر می گردد . این کسی که آگاهانه پوشش راانتخاب میکندمظهرچیست؟![مظهر]یک فرهنگ خاص؛یک مکتب خاص؛یک حزب فکری خاص؛یک جناح خاص است.این قیمت دارد،ارزش دارداین آدم ؛همین طورکه الان هم دیده میشود درب

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 17:09

من خیلی شده که براآدم دوستداشتنی های زندگیم نوشتم..کسی اماتاحالا کسی برای من ننوشته بودچیزی!

تاامشب..

 

چه حس خوبی یه دوست داشته شدن:)

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 17:09

  سرور همیشگی ست ❤️وقتی دلت گرم باشد به محبت کسانی که از جان دوست ترشان داری ...و یلدا مبارک ترین اتفاق برای پرواز دادن پرستوی لبخند🎈🎈

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 12:54

برای وحیدفال گرفتم اینطوراومد: سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ به جلوه گل سوری نگاه میکردم که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ به این معنی که ای صاحب فال به جوانی وشادابی وزیبایی خویش مغرور مباش همه ی جمع هم تاکید کردن چه فال مناسبی براش افتاده اینقدکه اعتمادبه نفسش زیاده حافظم فهمید شب خیلللی خوبی بود^_^ خیلللیی خندیدیم:)) براپسرخاله بزرگه گرفتم این اومد: هیهات که رنج توزقانون شفارفت ان شاالله.ان شاالله که خوش بینی حافظ راست بگه.

برچسب: نویسنده: پارسا کاشفی تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 12:54

صفحه بندی